این هم دستپخت شجر! لطفا توجه کنین به توهینهای مستقیم و غیرمستقیم شجر به دو استاد مسلم آواز یعنی ایرج و گلپا!!!!!!
من مژگان هستم شايد منو بشناسين!!! عارضم به حضورتون كه دختري 18-17 ساله بودم كه خيلي به آواز علاقه داشتم و براي شروع پيش جناب شاپور رحيمي رفتم و حدود يكي دوسال پيش ايشون كار كردم و مقدمات رو آموختم و چون جناب رحيمي براي تعليم هنرجوي خانم مشكلاتي داشتند به ناچار بقيه راه رو نزد جناب كورس سرهنگ زاده پيگيري كردم.با اينكه مسافت تهران تا كرج زياد بود اما باور كنين شوق ديدار مجدد استاد سرهنگ زاده با اون اخلاق خوبشون منو وادار ميكرد تا براي شرفيابي لحظه شماري كنم. اونجا بود كه ايشون به من تحريرهاي شورانگيز رو آموزش دادند.به من تاكيد ميكردن كه تحرير بايد از سينه خارج بشه نه گلو به من ميگفتن فكر كن ميخواي از سينه چهچهه بزني منم ميگفتم چشم و تقريبا نزديك يك سال شايد هم بيشتر فقط روي اداي تحرير من كار كردن.هميشه به من ميگفتن تحريرهات منو ياد بانو قمر وزيري و پوران ميندازه.البته خود ايشون هم تحرير و از سينه اجرا ميكردن. و نكته ديگه اينكه ميگفتن بايد براي اداي صحيح شعر بايد حتما به سيلابهاي كلمات توجه كني و مصوت ها رو درست ادا كني. خودم هم همينجوري كارهاي ايرج و گلپا رو تمرين ميكردم و يادمه يه روز گفتم استاد اجازه هست از گلپا يه آواز بخونم...گفت بخون منم آواز معروف مست مستم رو خوندم و براي اينكه خودشيريني كنم تحريرهاي رضوي گلپا رو يكم كش دادم تا ركورد بشكونم.نميدونم چقدر شد اما نزديك 30 ثانيه شد شايدم بيشتر خودم كه نميفهميدم...يه لحظه به خودم اومدم ديدم استاد داره ميخنده.گفتم استاد چرا ميخندي بد خوندم؟...گفت نه دختر جان خوب خوندي اما گلپا اگه زياد چهچه ميزنه حساب كتاب داره توي هميناثري كه خوندي اول بايد تحريرهاي استاد رو ميشمردي اگه اين كارو ميكردي ميديدي كه با نظم خاصي بالا ميره و فرود مياد و روي موقعيت درست گوشه ايست ميكنه و فراز و فرودش درسته اما شما هي شروع ميكنين و ناتموم دوباره شروع ميكنين و در نهايت تموم كه اصلا جالب نيست اما قشنگه...بگذريم توي اين مدت تبديل به يه آوازه خون درست و حسابي شدم تا اينكه يكي به من گفت خب برو پيش شجريان هرچي باشه استاد اول ايرانه منم وسوسه شدم و با هزار مكافات رفتم.دفعه اول به من گفت خب تا حالا چقدر كار كردي منم گفتم .بعد گفت افشاري بخون.منم تا در دهن باز كردم ديدم سگرمه هاش رفت توي هم و با لبخند تمسخر آميزي بعد از چندتا گوشه كه خوندم گفت: خوبه بدك نيست يه چيزايي ميدوني!!! چند جلسه رفتم يه روز به من گفت ببين جانم تحرير رو بايد نرم ادا كني تحرير مثل حريره بايد نرم و لطيف باشه...به من آموزش داد!!! منم خوندم .،. گفت اينجوري نه نرم.!. گفتم خب استاد چيكار كنم صدام اينجوريه حنجرم اينجوريه تحرير هام چكشي و سينه ايه ..گفت تحرير رو نبايد ول كني بايد با حنجره مهار كني!!! گفتم اما قبلا ميگفتن بايد از سينه بيرون بدم.گفت : خب اشتباه گفتن جانم!!! گفتم خب ...بعدش گفت : تحرير بايد مختصر و مفيد باشه بايد اول شعر و بخوني كامل بعد تحرير بدي اونم در حد خودش!!! گفتم خب استاد من روي كارهاي ايرج و گلپا كار كردم و آرزو دارم راه اونها رو ادامه بدم.گفت : خب ببين جانم ايرج و گلپا خوننده هاي خوبي هستن اما اگه ميخواي آواز اصيل بخوني نبايد از اونها تقليد كني.ايرج و گلپا آواز خودشون رو دارن اما آواز اونها با آواز اصيل فرق داره!!! من كه گيج شده بودم گفتم خب بايد كراهاي كي رو تمرين كنم؟ گفت خب بنان، اديب طاهرزاده و ... گفتم خب استاد بنان صداشون مخملي بود و دو دانگ بيشتر نبود اما صداي من شش دانگه و شورانگيز... اديب و طاهرزاده و تاج هم كه تحريرهاي چكشي و شلاقي زياد ميخونن.گفت : خب جانم ميخواي شما بگو من تمرين كنم!!! گفتم نه استاد من قصد توهين نداشتم. و همينجور ادامه داشت و مثلا وقتي توي اوج تحرير ميزدم ميگفت بايد كاري كني كه نت آ با نت اي يكي بشه و وقتي يه خواننده ماهر ميشي كه بتوني با آ اي و او و ... يه نت بخوني...آخرشم نفهميدم چه لزومي داره خب درسته خيلي مهارت ميخواد اما وقتي ميشه مثلا آمدي رو يه جور بخوني و آتش رو يه جور ديگه تا حس كلمه ادا بشه چه لزومي داره مثل هم بخوني و تكراري بشه؟ باور كنين چندماهي كه پيش ايشون بودم ديگه نميتونستم درست بخونم. يه روز عصباني شدم و ديگه نرفتم كلاسش و يادمه غروب بود يه آواز از ايرج گذاشتم و بعدش شروع كردم به چهچه زدن!!! ديگه خانوادم صداشون در اومد گفتن مگه ديوونه شدي؟ گفتم آره اين شجريان منو ديوونه كرد!!! گفتن چي ميگي تو؟ گفتم خب راست ميگم ديگه. مگه ايرج و گلپا و قمر و ... بد ميخوندن كه شجريان ميگه اينجوري بخون.؟. بخدا نميدونم شجريان چه جوري تونسته 40سال اينجوري خفه بخونه؟!؟ خودش خسته نشده؟!؟ گفتن دختر جان شجريان بزرگترين استاده!!! گفتم نخير بزگترين استاد ايرج و گلپا هستن. تازه به نظر من استاد سرهنگ زاده از شجريان هم خيلي خيلي بهتر ميخونه.ديگه بخدا از شجريان خسته شده بودم .وقتي فكر ميكردم استاد سرهنگ زاده به اون ماهي رو ول كردم و رفتم پيش شجريان از خودم بدم ميومد.خواستم دوباره برگردم پيش استاد سرهنگ زاده كه درگير ازدواج شدم و بعد از تقريبا يك سال و نيم بنا به دلايلي از همسرم جدا شدم..خواستم ادامه بدم كه مريض شدم و از ناحيه ريه چپ دچار بيماري شدم..بعد از 4-5 تا عمل خداروشكر خوب شدم ولي دكترا بهم گفتن نبايد به ريه فشار بياري...يه 2-3 سالي صبر كردم تا كاملا خوب بشم.الان كه تقريبا خوب شدم ديگه نميتونم بخونم.ديگه حتي نميتونم يه مصرع شعر رو كامل بخونم نفس كم ميارم. الانه كه بايد برم پيش شجريان و بگم بيا حالا من در خدمتم!!! الان مثل مثل خودت ميخونم!!! بي حس و حال و بي جون!!! الان ميتونم مثل شما با گلو بخونم!!! اما ميخوام برام دعا كنين كه خوب بشم و بتونم مثل سابق بخونم.ميخوام برم پيش استاد سرهنگ زاده و بگم غلط كردم.بگم الان يه دل پر درد دارم كه ميتونم مثل شما اشك چشمها رو جاري كنم. ميخوام بعد از كلاس ايشون برم پيش استاد ايرج و منو راهنمايي كنن.حالا ميفهمم كساني كه به شجريان ميگن استاد چه كساني هستن.كساني كه چشمها و گوشهاشون رو بستن و فقط شجريان رو ميبينن. خدا هرگز كساني رو كه به ايرج و گلپا و شهيدي و دردشتي و ... ظلم كردن نميبخشه...ايشالا منو ببخشه و همه رو ببخشه
